عبد الحي الكتاني ( مترجم : عليرضا ذكاوتى قراگزلو )

97

نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي )

مىآورد و عمر و على ( ع ) هر دو مىگويند آن هديه متعلق به بيت المال است ؛ چرا كه بريد مسلمين آن را آورده است و به ام كلثوم فقط معادل هديه‌اى كه فرستاده مىرسد . نخست براى بريد از شتر ، سپس استر و آنگاه اسب استفاده كردند و در هر سفر ، بريدى بود كه مسافران را راهنمايى مىكرد . اعراب ، دوستار مسافرتهاى طولانى بودند و بهترين مساعد در اين زمينه ، وجود بريد با انضباط در مسافتهاى بسيار طولانى بود كه نامهء اشخاص را مىرساند . وظيفه بريد از مهم‌ترين وظايف بود و سرپرستى آن را شخص خليفه يا آدم اهل و با صلاحيتى بر عهده داشت . ( 1 ) محققان فرنگى نوشته‌اند : بريد ابتدا در زمان خليفهء اول ترتيب داده شد و به نسبت توسعهء فتوحات كه تا فواصل دور مىرفت ، توسعه يافت و بيشترين توسعه و نظام آن در زمان عباسيان است كه تعداد « سكّه‌ها » و ايستگاه‌هاى بريد ، به حدود يك هزار رسيد و كارها با سرعت و دقت و امنيت انجام مىشد . هر ايستگاهى رئيسى داشت كه بر سرعت سواران و پيادگان و وضعيت ايستگاه نظارت مىكرد و همهء رؤسا مجبور بودند گزارش حوادث را به ادارهء مركزى در بغداد بدهند ، و رئيس كل به خليفه كه اهتمام خاصى به احوال بريد داشت ، گزارش مىداد . بريد ، داراى بخشنامهء عمومى شامل مقررات و مسيرها بود و فقط هزينهء شاخهء يمن ، ساليانه حدود چهار ميليون درهم ( برابر چهار و نيم ميليون فرانك ) مىشد و از اينجا مىتوان هزينهء ديگر خطوط را قياس كرد . در همان تحقيق فرنگى آمده كه در زمان عباسى ، پيكهاى بريد نشانهاى مخصوص از نقره داشتند به اندازهء كف دست كه در يكسو بسم الله و نام خليفه نقش شده بود و در روى ديگر آيهء « إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِيراً * » . « 1 » در خطط مقريزى آمده است كه وقتى ابراهيم بن الاغلب در سال 261 بر افريقيه دست يافت ، از آن پس راه‌ها امن گرديد و در كنار دريا دژها و پاسگاه‌ها برپا بود و با افروختن آتش ، از سبته تا اسكندريه كه ماه‌ها راه بود يك شبه خبر مىرساندند . ( 2 ) فرستادگان پيغمبر ( ص ) براى دعوت به اسلام پيغمبر ( ص ) ، دحيه بن حليف كلبى را با نامه به بصرى فرستاد كه حاكم بصرى نامه را به قيصر برساند . عبد الله بن حذافه سهمى را نزد خسرو ايران فرستاد . عمرو بن اميه ضمرى را

--> ( 1 ) . فتح ، 8 .